كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
548
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
الَّذِينَ كافران آنانند كه از روى جهالت يَسْتَحِبُّونَ دوست مىدارند الْحَياةَ الدُّنْيا و برمىگزينند زندگانى دنيا را عَلَى الْآخِرَةِ بر آن سراى وَ يَصُدُّونَ و بازميدارند مردمان را عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از راه خدا يعنى منع مىكنند از ايمان به پيغمبر و قرآن وَ يَبْغُونَها و مىطلبند براى راه حق عِوَجاً كجى يعنى مىگويند اين راه كج است به منزل مقصود و نمىرساند أُولئِكَ آن گروه كه بدين صفتها موصوفاند فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ در گمراهىاند دور از حق بعد فى الحقيقة صفت ضالست و صفت ضلال به دو را از قبيل اسناد مجازيست در زاد المسير آورده كه قريش مىگفتند چه حال است كه همه كتب منزله بلغت عجمى فرود آمده و كتابى كه بمحمد ص مىآيد عربى است آيت آمد كه وَ ما أَرْسَلْنا و نفرستاديم ما مِنْ رَسُولٍ هيچ پيغمبرى را إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ مگر به زبان قوم او يعنى گروهى كه از ايشان بوده و در ميان ايشان زاده و مبعوث ايشان شده چه هر پيغمبر را اوّل دعوت به نزديكان خود بايد كرد پس حق سبحانه انبياء ع را به زبان قوم ايشان بديشان فرستاد لِيُبَيِّنَ لَهُمْ تا بيان كند براى ايشان اوامر و نواهى را و ايشان فهم كنند و عذر نگويند كه سخن اين نبى را در نمىيابيم و گفتهاند ضمير قومه راجع به حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم است چه جميع كتب بلغت عرب منزل شده و جبرئيل يا پيغمبر هر قومى براى فهم هر قومى ترجمه كردهاند آن را بلغت منزّل عليهم و در لباب گويد كه نفرستاديم هيچ پيغامبرى را مگر به زبان قومى كه بديشان مبعوث بوده و ترا فرستاديم به زبان قوم تو به همه مردمان و در جواب كسى كه گويد پيغمبرى مبعوث به امم مختلفه است بايستى كه برو كتب متعدده بر السنة ايشان فرود آمدى گفتهاند كه اختلاف السنة مؤدّى باختلاف كلمه است و اضاعت فضل اجتهاد در تعلم الفاظ و معانى لغتى كه به زبان ايشان است و حرمان از علوم منشعبه از ان پس نزول آن به يك لغت محض فضل است و عين حكمت فَيُضِلُّ اللَّهُ پس گمراه گرداند خداى مَنْ يَشاءُ هرك را خواهد يعنى فروگذارد تا گمراه شود وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ و راه نمايد هرك را خواهد يعنى توفيق دهد تا راه يابد وَ هُوَ الْعَزِيزُ و اوست غالب در حكم خود الْحَكِيمُ راستكار كه اضلال و هدايت او بر وجه حكمت است وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى و هرآئينه ما فرستاديم موسى عليه السلام را بِآياتِنا بدلائل قدرت ما يا بمعجزات روشن چون عصا و يد بيضا و گفتيم أَنْ أَخْرِجْ آنكه بيرون آر ، قَوْمَكَ گروه خود را كه بنى اسرائيلاند مِنَ الظُّلُماتِ از تاريكيها جهالت و شبهت إِلَى النُّورِ به روشنائى علم و يقين يا بيرون آر قوم قبط را كه بديشان مبعوثى ، از تاريكى كفر به روشنائى ايمان وَ ذَكِّرْهُمْ و پند ده ايشان را بِأَيَّامِ اللَّهِ به روزهاى كه حق سبحانه عذاب كرد كافران گذشته را در انها يا ياد ده بنى اسرائيل را از روزهائى كه بدان گرفتار بودند بدست فرعونيان إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه در آنچه ياد كرديم لَآياتٍ هرآئينه دلالتهاست بر قدرت الهى لِكُلِّ صَبَّارٍ مر هر صبركننده را بر بلاء شَكُورٍ شكرگوينده را بر آلاء .